آرتین آرتین ، تا این لحظه: 15 سال و 4 ماه و 25 روز سن داره

قندعسل مامان

داری بزرگ میشی

سلام عمر مامان الان اینقدر خوشحالم که نمیدونی. آخه امروز دوبار توی پوشکت جیش نکردی و ازم خواستی بریم دستشویی(دَدوییش)،توی تعطیلات عید هم چندبار پیش اومده بود که بگی ولی همش مهمونی بودیم و موقعیتش نبود.امشب اومدی میگی مامان پی پی و وقتی رفتیم دستشویی و کارتو کردی خیلییییییییی خوشحال بودی وخودتم احساس میکردی بزرگ شدی.من هم تشویقت کردم و پفتم حالا که اینقدر بزرگ شدی دیگه نباید شیر بخوری و بخوابی.موقع خواب اول حسابی شیر خوردی ولی نخوابیدی،بعد ازم خواستی برات شعر و لالایی بخونم،چند بار آقا پولیس(پلیس) و باتا باتا(آقا خرگوشه) پُپُلی(تپلوام تپلو) و لالایی را خوندم تا خوابت برد. خدایا شکرت که پسرم اینقدر عاقله. اینو هم بگم که یکی دو...
21 ارديبهشت 1392

روزهای سخت روزهای خوب

هفته پیش کلا لب به غذا نزدی و پنجشنبه شب برای اولین بار (معذرت میخوام)ا س ت ف ر ا غ کردی و نزدیک بود گریه ات بگیره، چند روزی هم معده ات به هم ریخته بود.مدام گریه میکردی و بهونه میگرفتی و همه اینها به خاطر دندونهای آسیابت بود ولی الان نمیذاری ببینم دراومده یا نه.خدا کنه دیگه اینجوری نشی،من صبرم خیلی کمه .جمعه هم من و هم بابا یه ویروس بد گرفته بودیم ، جفتمون بدن درد شدید همراه با حالت تهوع و ... داشتیم. خلاصه که شده بودیم یه خانواده بیمار.دست مامان جون باباجون درد نکنه شب اومدند پیشمون و کلیییی بهمون رسیدن و تا آخر شب هم پیشمون بودند. خدا رو شکر از یکشنبه حالت بهتر شده و داری میشی همون آرتین گل مامان،البته در سایز کوچیکتر خیلییی لاغرتر ...
18 ارديبهشت 1392

میلاد حضرت زهرا

با کمی تاخیر این روز را به همه دوستای خوبم و مامانهای مهربون تبریک عرض میکنم. هدیه آرتین به مامانش:عجیجم(با کلی ناز و صدای نازک)دوس دالَم---->(عزیزم دوستت دارم) قربونت برم که چند روزه دوباره داری دندون درمیاری و لب به چیزی نزدی،غذا که میبینی چشماتو میبندی و با دست پس میزنی و میگی تیش تیش(یعنی سیرم حالا ربطشو منم نمیدونم چیه )   ...
12 ارديبهشت 1392

مادر

امشب دلم خیلی گرفته کاش مادر بهتری باشم،یکی شبیه مامان خودم.صبور،فداکار،مهربون و هزارتا خوبیه دیگه که مامانم داره و من ندارم. پسر گلم نمیدونم چه جوری بگم که تو همه زندگیه من هستی.اگه گاهی وقتا باب میلت رفتار نمیکنم فقط به خاطر خودته.فقط خدا میدونه چقدر عاشقتم. امشب با گفتن دوس دالَم (دوستت دارم) بهترین هدیه را به من دادی. ...
11 ارديبهشت 1392

23 ماهگی

اصلا باورم نمیشه که داره ٢ سالت میشه.خیلی خیلی سریعتر از اون که فکر میکردم  گذشت و من خیلی وقتا حسرت روزهای گذشته را میخورم که کاش بیشتر از بودنت لذت میبردم.ولی خدا رو شکر میکنم که همش خوشی بوده و شاید به خاطر همین زمان برامون زود گدشته ، از خدا میخوام همیشه مثل الان دلمون خوش باشه و تنمون سالم . با اینکه همیشه دلم برای نوزادیت و وقتی تپلی بودی تنگ میشه،ولی هر روز که میگذره شیرینتر و خوردنی تر از قبل میشی.عاشقتم پسر گلم. فروردین امسال فروردین پارسال ...
8 ارديبهشت 1392
1